عناوین اصلی

 صفحه اصلی
 پرسش و پاسخ
 بایگانی نشریه هفت اقلیم
 تماس با مدیران هفت اقلیم
 درباره هفت اقلیم
 ارسال مقالات و آثار


تبلیغات

دانشگاه ادیان و مذاهب

فروشگاه اینترنتی ادیان

نقش یهودیان اسپانیا در شكست و پیروزی مسلمانان در اندلس

محمد حقانی فضل / کارشناس ارشد ادیان ابراهیمی

 

اشاره

تاریخ کشور اسلامی اندلس به عنوان یک تاریخ سراسر پند و عبرت می­تواند آموزنده باشد. مسلمانان در سال 711 میلادی تحت فرماندهی طارق بن‌زیاد اللیثی وارد خاك شبه‌جزیرة ایبریا شدند. در طول حدوداً یك سال، سپاه اسلام توانست بخش اعظم شبه‌جزیره را فتح كند و حكومت مسیحی گوت‌ها را به ناحیة كوچكی در شمال اسپانیا تبعید كند. سال 1492 میلادی سال پایان حكومت اسلامی در شبه‌جزیرة ایبریا ــ كه مسلمانان به آن اندلس می گفتند ــ بود؛ سالی كه مسیحیت و حاكمان مسیحی بساط هر چه غیرمسیحی بود را از آن سرزمین برچیدند.

در ابتدا مسلمانان بر مسیحیان پیروز شده، حاكم گشتند و در پایان نیز مسیحیان‌ْ قوم غالب بودند؛ اما در شبه‌جزیرة ایبریا غیر از این دو گروه، یهودیان نیز حضور داشتند. ایشان را یهودیان سفارادی می‌نامند.

یهودیان‌، ساكنان و صاحبان اصلی سرزمین نبودند. ایشان در طول مهاجرت‌های خویش به آنجا رفته بودند. همچنان‌كه پس از سقوط حكومت اسلامی در اندلس و به قدرت رسیدن مسیحیان‌، از آن سرزمین طرد شدند.

در این نوشتار كوتاه قصد داریم تا به عملكرد و نقش یهودیان در دوران ورود مسلمانان به اسپانیا و دوران شکست آنان از مسیحیان بپردازیم.

تاریخ کوتاهی از حاکمان اندلس

در هشت قرن (از 711 تا 1492) چند سلسله و یا به عبارت بهتر چند حكومت اسلامی در اندلس پدیدار شد:

1. والیان (711-750م/92-132ق). در این دوره، اندلس همچون سایر نقاط سرزمین پهناور اسلامی، تحت امر خلفای اموی بود و حاكمان آن منصوب خلیفة اموی بودند.

2. حكومت اموی (756-1031م/139-422ق). در سرزمین اصلی اسلام امویان سقوط كرده و بنی‌عباس حاكم بودند؛ اما در اندلس حاكمان اموی به حیات خویش ادامه می‌دادند.

3. عصر ملوك الطوایفی (1031-1091م/ 422-484ق). بعد از سقوط حكومت اموی اندلس در هر گوشه از سرزمین اسپانیای اسلامی حاكمی سر برآورد.

4. مرابطون (1091-1145م/484-535ق). مقر اصلی ایشان سرزمین مغرب بود و برای كمك به حكام اسلامی در مقابله با حكومت مسیحی وارد اندلس شدند و در آنجا ماندگار شدند.

5. موحدون (1170-1223م/565-620ق). پس از مرابطون باز هم دوره‌ای از آشوب و حكام پراکنده در اسپانیای مسلمان به وجود آمد و برای بیش از بیست سال حکومت واحدی حاکم نبود؛ اما موحدون توانستند اندلس را یكپارچه كنند و حكومتی مركزی مستقر سازند.

6. غرانطه (1238-1492م /635-898 ق). پیش از حکومت غرانطه نیز دوره‌ای از بی‌حکومتی وجود داشت. این زمان آغاز دورة سقوط حكومت اسلامی بود. مسیحیان قدرت یافته و بیشتر شبه‌جزیره از آنِ آنان بود؛ اما به لطف اختلافات داخلیِ مسیحیان و كمك‌هایی كه از افریقا می‌رسید، مسلمانان توانستند برای مدت زیادی به حیات خویش در اندلس ادامه دهند.

هنگامی كه طارق در سال 711 میلادی به اسپانیای كاتولیك قدم گذاشت‌، آن سرزمین در زیر یوغ گوت‌ها (ویزیگوت‌ها) بود. گوت‌ها از قبایل ژرمن شمال بودند. این حاكمان هرگز چنان با مردم اسپانیا مخلوط نشده بودند که از حاكم و محكوم ملتی واحد پدید آید و همواره حس سروری و غلبه داشتند. مردم اسپانیا و از جمله یهودیان، تحت سلطه ایشان در رنج و محنت بودند.

گوت‌ها در ابتدا مسیحیان آریوسی بودند؛ اما پس از مدتی برای مطابقت با مردم بومی اسپانیا و راحت‌تر شدن حكومت بر ایشان كاتولیك شدند. ایشان مردمانی متدین و تحت سلطة كشیشان بودند و تعصبات دینی در تصمیمات و رفتارشان تاثیرگذار بود.

نقش یهودیان اسپانیا در حوادث تاریخی اندلس

یهودیان شبه‌جزیره مورد بغض و كینة مسیحیان بودند و نه تنها كسی به ایشان اعتنایی نمی‌كرد؛ بلكه به انواع جور و ستم و سركوبی مبتلا بودند و به علت قدرت كلیسا در اسپانیا‌، فشار شدیدی بر آنان برای گرویدن به مسیحیت وجود داشت. کلیسا برای تحقق این امر سختگیری می‌كرد؛ به نحوی كه اگر یهودیان طبق مذهب خود رفتار می‌كردند، ایشان را تحت شكنجه قرار می‌داد. گاهی یهودیان را مجبور به خوردن گوشت حیواناتی می‌كردند كه در یهودیت حرام بود. در عصر یكی از پادشاهان گوت (676 میلادی) یهودیان بین دو امر مخیر شدند : مسیحی شدن و یا تبعید و مصادرة اموال. به علت این فشارها یهودیان به فكر آشوب و قیام هم افتادند؛ ولی این قیام پیش از شروع كشف شد (694 میلادی).

در نتیجة این شرایط بود كه در زمان حملة طارق‌، یهودیان نه تنها از مقابل مسلمین فرار نمی‌كردند؛ بلكه با آغوش باز ایشان را پذیرفته و كمك می‌كردند؛ مثلاً در شهر طلیطله یهودیان بر علیه حاكمان گوت شوریدند‌، بر استحكامات شهر مسلط شدند و دروازه‌های شهر را به روی مسلمانان گشودند. مسلمانان نیز از یهودیان استفاده می‌كردند و پس از فتح هر شهر‌، آنان را در آن شهر اسكان می‌دادند تا شهر را حفظ كنند و مسلمانان برای ادامة فتح فراغت لازم را داشته باشند.

بدون شك كمك ایشان با توجه به تعداد اندك لشگریان طارق مهم بوده است. گفته می‌شود مسلمانان‌، یهودیان را علاوه بر شهر طلیطله‌، در شهرهای مهم دیگری چون قرطبه، غرانطه و اشبیلیه نیز اسكان دادند. هرچند نباید در نقش یهودیان مبالغه كرد؛ زیرا عدة ایشان اندك بود و از فنون جنگی بی‌اطلاع بودند. چنان‌كه گفته شد ایشان پیش از ورود مسلمین تحت شكنجه و آزار و محدودیت بودند و حتی در مجمع طلیطله (696 میلادی) قطعنامه‌ای بر علیه یهودیان تصویب شد كه به موجب آن یهودیان مخالف دولت معرفی شدند. اموال ایشان مصادره و آزادی‌هایشان سلب شد. از مواردی كه در این قطعنامه آمده بود‌، جدایی فرزندان یهودی از والدینشان برای تربیت ایشان در خانواده‌های مسیحی بود. این موارد نشان‌دهندة این مطلب است که آنان از نظر ثروت و اعتبار اجتماعی نیز چندان قوی نبوده‌اند؛ البته به عنوان متحدی ناراضی در خاك دشمن موثر بوده‌اند و امكان استفاده از ایشان به عنوان منابع اطلاعاتی وجود داشت.

اوضاع یهودیان، تحت سیطرة مسلمین رضایت‌بخش و مناسب بود؛ زیرا مسلمین در مالیات زیاده‌روی نمی‌كردند و به گرفتن جزیه راضی بودند و در مقابل، یهودیان از خدمت نظامی معاف بودند و در انجام مناسك دینی آزاد بودند. در این دوران یهودیان توانستند در مدارس دولتی به تحصیل بپردازند و در تجارت و صنعت به رشد خوبی برسند. بعضی از آنان به مناصب دولتی و درباری رسیدند؛ مثلاً پزشك عبدالرحمن سوم‌، فردی یهودی به نام اسحاق بود.

در این دوره در اثر تعامل با مسلمین و تحت تأثیرآنان‌، فلسفه و شعر یهود بسیار پیشرفت كرد و علم در میان ایشان به درجة بالایی رسید. شاهد این ادعا‌، برپایی چند محفل پژوهشیِ دینی مستقل از عراق در قرطبه‌، غرانطه‌، طلیطله و اشبیله بود. به علت این پیشرفت‌ها این دوره را دوران طلایی یهود نامیده‌اند. دانشمند بزرگی چون موسی‌بن‌میمون در اندلس و در فضای علمی آنجا پدیدار شد؛ هرچند كه بعدها تبعید شده و به مصر رفت.

در زمان حكومت مرابطون‌، یهودیان آسایش و ارزش خویش را در نزد حكام مسلمان از دست دادند. مرابطون دستگاه دولت را از یهودیان پاك‌سازی كردند. از این رو شرایط یهودیان برای مدتی به وخامت گرایید؛ البته پس از اندكی وضع بهبودی نسبی یافت. اما پس از مدتی باز هم یهودیان به سختی دچار شدند؛ زیرا حكومت موحدون با یهودیان بدرفتاری می‌كردند. كتاب‌هایشان را می‌سوزاندند و بر ایشان سخت می‌گرفتند؛ تاحدی که یهودیت را در اندلس ممنوع كردند. در نتیجة این فشار و سخت‌گیری اغلب علما و متخصصین یهودی به سمت شمال‌، قسمت مسیحیان، رفتند؛ البته همچنان در غرانطه اقلیتی یهودی زندگی می‌كردند.

با آغاز جنگ‌های صلیبی (1095-1291م)، روحیة ستیز با هر چه غیر از مسیحیت بود، سراسر اروپا را فراگرفت. پاپ فرماني صادر كرده بود و براي شركت‌كنندگان در اين نبرد مقدس امتيازاتي در نظر گرفته بود؛ مانند عفو تمام گناهان گذشته و آينده؛ معافيت از پرداخت ماليات و صدقه‌هاي ديني و ... . روحیه مبارزه و هیجان نبرد مسیحیان را متحد کرد. در این زمان مبلغان فراواني به نقاط مخلتف اروپا فرستاده شدند و با نشر اخبار اغراق‌آميز مبني بر آزار و اذيت مسيحيانِ مشرق توسط مسلمانان، افكار عمومي را تهييج كردند و در نتيجه سيلي از مسيحيان اروپايي به طرف سرزمین‌های اسلامی سرازير شدند.

در اسپانیای مسیحی نیز این روحیه موجب اتحاد مسیحیان شد و كسانی كه فرصت جانبازی و فداكاری برای مسیح را در جبهة غرب اروپا نداشتند، فرصت یافتند تا در شرق با مسلمین پیكار كنند. هرچند در پایان جنگ‌های صلیبی هنوز هم دولت اسلامی در شبه‌جزیره باقی بود، اما فضای صلیبی‌گری موجب شد تا دولتِ نسبتاً ضعیف اسلامی نتواند در مقابل روحیة محكم مسیحیان و كشور با ثبات مسیحی دوام بیاورد. علت اصلی پیروزی مسیحیان بر مسلمین و از بین رفتن كامل حكومت اسلامی در اندلس را باید روحیة صلیبی دانست.

در زمان حمله و فتح اندلس‌، توجه مسیحیان بیشتر به مسلمین بود؛ بنابراین مانند زمان طارق و فتح اسلامی كه ایشان بعد از فتح هر شهر یهودیان را در آن شهر اسكان می‌دادند، این بار مسیحیان پس از فتح هر شهر، ایشان را در آنجا اسكان می‌دادند. به جز این مورد ذكر دیگری از كمك یهودیان به مسیحیان و یا استقبال ایشان از مسیحیان نیامده است.

چه یهودیان به مسیحیان كمك كرده باشند و چه نه، پیروزی كلی مسیحیان و پایان یافتن حكومت مسلمین برای یهودیان خوش یمن نبود و یكی از سخت‌ترین دوران‌ها برای ایشان ــ و مسلمانان باقی‌مانده در اسپانیا ــ آغاز شد؛ یعنی عصر تفتیش عقاید.

منابع:

دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ج 4: عصر ایمان، ترجمه ابوالقاسم طاهری، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ سوم، 1371.

عنان، محمد عبدالله، تاریخ دولت اسلامی در اندلس، ترجمه عبدالمحمد آیتی، ج 1 و 5، تهران: موسسه کیهان، 1366.

ماك كاپ، ژوزف، عظمت مسلمین در اسپانیا، ترجمه ابولقاسم فیضی، اصفهان: کتابفروشی تایید، 1326.

المیسری، عبدالوهاب، دایره‌ألمعارف یهود، یهودیت و صهیونیسم، ترجمه موسسه مطالعات و پژوهش‌های تاریخ خاورمیانه، تهران: کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین، دبیرخانه، 1382.

نعنعی، عبدالمجید، دولت امویان در اندلس، ترجمه محمد سپهری، قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1380.

 

 

 

 

 

 

 

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به دانشگاه ادیان و مذاهب می باشد.
طراحی، توسعه و پشتیبانی: کویر سبز