عناوین اصلی

 صفحه اصلی
 پرسش و پاسخ
 بایگانی نشریه هفت اقلیم
 تماس با مدیران هفت اقلیم
 درباره هفت اقلیم
 ارسال مقالات و آثار


تبلیغات

دانشگاه ادیان و مذاهب

فروشگاه اینترنتی ادیان

آشنایی با شیـعیـان عربـستان

ابراهیم سلیمی نوه / کارشناسی ارشد مطالعات تاریخ تشیع

 

اشاره

شیعیان در سرزمین عربستان، مهد ظهور اسلام، تاریخچه­ای دیرینه دارند، بطوریکه می­توان تاریخ تشیع در این شبه جزیره را هم­زمان با پیدایش اسلام دانست. متأسفانه در سال­های حاکمیت خاندان آل سعود بر عربستان سعی شده این تاریخ نورانی کتمان شود. همواره تلاش شده است تا شیعیان اهل بیت(ع) را مهمانانی ناخواندة این سرزمین معرفی کنند. در این مقاله ابتدا در مقدمه­ای کوتاه با تاریخ و جغرافیای شبه جزیرة عربستان و سپس با کشور عربستان سعودی و موقعیت سیاسی آن آشنا می­شوید و آنگاه به جایگاه تشیع و شیعیان عربستان می­پردازیم.

اهمیت سرزمین عربستان

سرزمین حجاز که امروزه به نام عربستان سعودی شناخته می­شود، از جهات زیر اهمیت ویژه­ای دارد:

1.قبله گاه مسلمانان که بیان کننده ی حلقه ارتباط بین اسلام و آیین حنیف حضرت ابراهیم (ع) است، در این منطقه قرار دارد و هر فرد مسلمان در اوقاتی مشخص عبادات خود را به سوی خانه کعبه انجام می دهد. همچنین مراسم عبادی-سیاسی حج نیز در حجاز صورت می گیرد که همه ساله میلیون ها مسلمان را به سوی خود جذب می کند. وجود حرمین شریفین در مکه و مدینه، عربستان را قطب عالم اسلام کرده است.

2.خورشید وحی در این ناحیه تابیدن گرفت و به جهان پرتو افشانی نمود. رسول اکرم(ص) در بخش غربی آن یعنی حجاز، رسالت معنوی و تبلیغی خویش را عهده دار شد قرآن کریم بر قلب مبارکش نازل گردید.

3.واقعه سرنوشت ساز غدیر خم که حساس ترین و درخشان ترین فراز تاریخ اسلام و آخرین زمینه ای بودکه رسول خدا(ص) برای تثبیت امامت و جانشینی پس از خود فراهم ساخت، در این مکان صورت گرفت.

4.شجره طیبه و عطر افشان اهل بیت نبی اکرم(ص) که از منبع فیاض وحی سیراب گردیده بود، در حجاز روییدن گرفت. این سرزمین مقدس، مولد، موطن و کانون مبارزات پیشوایان معصوم(علیهم السلام) است و در واقع بستر حغرافیایی قرآن عترت به شمار می رود.

5.نخستین تشکل شیعه به دست گروهی از صحابه و یاران پیامبر در این ناحیه پدید آمد. این افراد، پاسدار راستین اسلام و خواستار حکومت حق و اجرای عدالت اند و بر این اصل افتخار می کنند که پیرو واقعی پیامبر و جانشینان بر حق او هستند.

تاریخ قدیم عربستان: منابعی که می توانند اطلاعاتی راجع به عربستان پیش از اسلام به ما بدهند عبارتند از:

1.نوشته های مورخان عرب

2.نوشته های تورات و دیگر کتب قدیم یهود

3.نوشته های نویسندگان یونانی و رومی

4.آثار باستانی که در خود عربستان و یا در کشورهای مجاور آن پیدا شده است.

با وجود اکتشافات فراوان دانشمندان، تاریخ قدیم عربستان هنوز کامل نیست و محتاج به تحقیقات و اکتشافات آینده است.

عربستان مسکن دیرینه اقوام سامی و احتمالا هم مهد اصلی این نژاد بوده است. همچنانکه بسیاری از دانشمندان معاصر معتقدند که از سه هزار سال پیش از میلاد قبائل سامی ای از این سرزمین بیرون آمده و از بادیه الشام به کشورهای آباد اطراف عربستان مانند عراق و مصر گسترده شده اند.

اما گذشته از تاریخ قدیم عربستان، این قول مسلم است که در عصر اسلام ساکنان عربستان به دو دسته بزرگ منقسم بوده اند؛ قحطانیها در جنوب عربستان و عدنانیها در شمال.[1]

تاريخ كشور عربستان: عربستان يكي از ثرونمندترين كشورهاي جهان مي باشد. اين ثروت از طريق فروش نفت به دست مي آيد و هم ا كنون بخشي از بزرگترين ذخاير نفت جهان در اين كشور و در استان شرقي اين كشور قرار دارد. استخراج نفت بيش از نيم قرن نيست كه باعث شهرت عربستان شده است. قبل از آن ريگزارهاي وسيع عرستان، عرصه جنگهاي قبيله اي زندگي بدوي بود و تنها وجود حرمين شريفين در مكه و مدينه توجه همگان را به سرزمين حجاز معطوف مي ساخت. در فاصله زندگي فقيرانه صحرانشيني تا كشف ثروت سرشار نفت تحولات سياسي چندي در عربستان صورت گرفت كه منجر به استقرار حاكميت جديد در آن سرزمين گرديد. همين حاكميت جديد سيماي عربستان را به شكل كنوني آن در آورده است.

در اوايل قرن بيستم علاوه بر دو قدرت خارجي انگلستان و عثماني، سه نيروي محلي عمده هم در نواحي داخلي شبه جزيره عرض اندام مي كردند كه عبارتند از آل رشيد در شمال عربستان، آل سعود در منطقه نجد، و شريف حسين در منطقه حجاز.

با پيوستن عثماني به آلمان در جنگ جهاني اول، عزم انگلستان در تجزيه امپراطوري عثماني راسخ تر شد. در سال 1916 انقلاب عربي آغاز شد و به سرعت سراسر حجاز را در بر گرفت. نيروهاي شريف حسين، پادگان عثماني را تصرف كردند و سرزمينهاي عربي از امپراطوري عثماني جدا شد و شريف حسين به عنوان حاكم عربستان شناخته شد. اما در سال 1924 عبدالعزيز بن سعود، به قلمرو شريف حسين حمله كرد و توانست با تصرف مكه و جده، به طور كامل بر حجاز مسلط شود. از طرف ديگر دولت آل رشيد هم كه از طرف عثماني حمايت مي شد‌، سعي در تضعيف موقعيت عبدالعزيز داتشت كه موفق نشد و با اين پيروزي، آل سعود بر تمام منطقه نجد عربستان هم حاكم شد. كار استقلال كامل دولت جديد آل سعود در عربستان با تصرف عيسر در سال 1926 و عقد قرارداد مرزي با دولت يمن در سال 1934 كامل شد. در سال 1939 كه جنگ جهاني دوم آغاز گشت، عبدالعزيز كه موقعيت كشور خود را چه از لحاظ سياسي و چه از لحاظ اقتصادي در وضعيت بسيار خوبي مي ديد، در طول جنگ، كشور عربستان را بيطرف اعلام كرد. در زمان حكومت ملك عبدالعزيز، روابط عربستان با آمريكا يه حد اعلاي خود رسيده بود و حتي شركت نفتي آرامكو از آمريكا براي استخراج نفت از مناطق شرقي عربستان، با اين كشور پيمان بست. در زماني هم كه عربستان با مشكل مالي مواجه مي شد، كشور آمريكا به او وام هاي كلان مي داد. و همين خود باعث شد كه عربستان در اوج جنگ جهاني دوم به صف متفقين بپيوندد و روابط خود را با آمريكا تحكيم نمود و اين روابط تا سال 1953 كه عبدالعزيز در گذشت همچنان به قوت خود باقي ماند و زماني كه عبدالعزيز در گذشت، در سياست خارجي، عربستان نزديكي به آمريكا و در سياست داخلي، تجدد و تعصب را در كنار هم پيش برد.ئپس از ابن سعود، چهارتن از فرزندانش به حكومت عربستان رسيدند كه به ترتيب عبارتند از: سعود، فيصل، خالد و فهد.

زماني كه سعود به جاي پدر بر تخت قدرت تكيه زد، همان سياست پدر يعني رابطه با آمريكا را در پيش گرفت اما بعدها ميان او و وليعهدش فيصل درگيري پيش آمد و سرانجام فيصل توانست در سال 1964 با خلع برادرش، خود بر اريكه پادشاهي بنشيند. و مهمترين حربه سياست خارجي فيصل، افزايش درآمد نفت بود. سرانجام، فيصل در سال 1975 به دست برادرزاده خود به قتل رسيد. و برادرش خالد به سلطنت رسيد. مهمترين حوادث دوران خالد در خاورميانه ، جنگهاي داخلي لبنان و صلح مصر با اسرائيل بود كه دولت خالد سياست ميانه روي و محافظه كاري خود را گسترش داد. بعد از مرگ خالد درسال 1982، برادرش فهد در حالي به قدرت رسيد كه نزديكي هر چه بيشتر به غرب را اساس سياست خود قرار داد و مي توان گفت كه يكي از عواقب اين سياست، فاجعه خونين مكه در 9 مرداد 1366 ش بود كه طي آن 400 نفر از حجاج ايراني و غير ايراني به دست نيروهاي عربستان به شهادت رسيدند[2].

جغرافیا : شبه جزيره عربستان در نيمكره شمالي و نيمكره شرقي در جنوب غربي آسيا قرار گرفته است و از هفت واحد سياسي عربستان سعودي، جمهوري يمن، امارات متحده عربي، قطر، بحرين و كويت تشكيل شده است. جغرافیدانان شبه جزیره عربستان یا جزیرة العرب را به شش قسمت تقسیم کرده اند: 1- تهامه، 2- حجاز، 3- نجد ، 4- يمن، 5- عروض،  6- حضرموت و المهره.

کشور عربستان سعودی:

عربستان سعودی کشوری است با 2149690 کیلومتر مربع مساحت که مبدا راس السرطان از آن می گذرد. از شمال با اردن، عراق و کویت، از جنوب شرقی با جمهوری دموکراتیک یمن، و از شمال شرقی با قطر و امارات متحده عربی هم مرز است. این کشور مرز طولانی با دریای سرخ و مرز کوتاهتری باخلیج فارس دارد و طول مرزهای آن به 4532 می رسد.[3]

الف. جغرافياي انساني:

جمعيت عربستان طبق آمار سال 2006 بالغ بر 27019731 نفر مي گردد كه از اين تعداد حدود يك پنجم آن را غير بوميان و خارجيان تشكيل مي دهند. 90 درصد از اقوام اين كشور عرب و 10 درصد باقي مانده آفريقايي – آسيايي هستند. و 100 درصد جمعيت اين كشور مسلمان و شيعيان حدود %10 از مردم عربستان را تشکيل مي دهند يعني جمعيت آنها حدود 2700000نفر است.  زبان رسمي كشور، عربي است. واحد پول این کشور در معاملات ريال سعودي است. هر دلار آمریکا برابر با 3⁄74ریال عربستان است .

ب. جغرافياي سياسي:

 پادشاهی عربستان سعودی، (المملکه العربیه السعودیه) نام کامل کشور است. Kingdom of saudi arabia

بخش هاي حكومتي عربستان سعودي شامل 13 استان مي باشد كه شامل البحاح، الحدود، الشماليه، الجوف، المدينه، القاسم، الرياض، السير، حائل، جيران،‌مكه،‌نجران،‌تبوك و الشرقيه است كه شيعيان عربستان در همين استان الشرقيه زندگي مي كنند. بر اساس قانون اساسي، قانون اسلام در عربستان اجرا مي شود و در اجراي آن بسيار سختگير هستند. قواي دولت عربستان بر سه قوه قضائيه،‌ اجرائي، و مقننه استوار است. رياست كشور عربستان بر عهده شاه و نخست وزير مي باشد. پادشاه هم رياست كشور و هم رياست دولت را بر عهده دارد. انتخابات در كشور عربستان وجود ندارد و پادشاهي موروثي است. مجلس شوراي عربستان مركب از 150 عضو و يك رئيس و چهار مرجع قضائي ديوان عالي، دادگاه عالي،‌ دادگاه محلي و دادگاه ويژه وجود دارد.

احزاب:

احزاب سياسي ای در عربستان علي رغم ممنوعيت به طور زيرزميني به فعاليت مشغول هستند كه از آن جمله مي توان به اخوان المسلمين، سازمان اتحاد اسلامي دانشجويان، مجمع كارگران اسلامي آرامكو، سازمان گروه اسلامي زنان، حزب دمكرات عربستان، خزب بعث طرفدار عراق، حزب بعث طرفدار سوريه، جبهه آزادي بخش ملي، حزب دمكراتيك خلق، حزب كمونيست و القاعده اشاره كرد[4].

كشور عربستان از كشورهايي است كه در سازمان هاي بين المللي داراي مشاركت بسيار بالايي است و نقش بسيار مهمي را در سازمانهايي نظيراوپك،‌ سازمان كنفرانس اسلامي، سازمان تجارت جهاني، آنكتاد،‌ فائو، شوراي همكاري خليج فارس، گروه 77 و يونسكو ايفا مي كند و به طور كلي مي توان گفت كه عربستان سعودي در 50 سازمان بين المللي عضويت دارد.

مطبوعات:

از مطبوعات مهم كشور عربستان مي توان به الوطن، الرياض، الجزيره، عكاظ، الشرق الاوسط و عرب نيوز

(arab news) اشاره كرد[5].

مذهب:

اسلام تنها دین رسمی آن کشور است ,مذهب رسمی کشور عربستان  حنبلي می باشد که یکی از مذاهب معتبر اسلامی و مذاهب اهل سنت می باشد. مذاهب دیگر اهل تسنن و نیز مذهب شیعه نیز در عربستان رواج دارد. ارزش‌های دینی در عربستان سعودی ، فرهنگ ، و سیاست را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اقتصاد:

اقتصاد عربستان ، موفق و مبتنی بر نفت است. دولت بر فعالیت‌های عمدهٔ اقتصادی کنترل دقیق دارد. حدود ۳۵ درصد محصولات عمدهٔ داخلی به بخش خصوصی تعلق دارد. تقریباً ۴میلیون کارگر خارجی در اقتصاد عربستان، به خصوص در بخش نفت و خدمات ، نقش مهمی ایفا می‌کنند. کاهش شدید قیمت نفت در سال ۱۹۹۸ ضربهٔ شدیدی بر اقتصاد عربستان بود که سبب شد محصولات عمدهٔ داخلی به میزان ۱۱ درصد کاهش یابد و کسری بودجه به ۳/۱۲ میلیارد دلار برسد . در سال ۱۹۹۹ به دلیل قیمت کم نفت، دولت برنامه‌هایی را برای کاهش هزینه اعلام کرد و قسمت بیش تری را از اقتصاد به بخش خصوصی سپرد. کمبود آب و رشد سریع جمعیت تلاش‌های دولت را برای خوداتکایی در زمینهٔ کشاورزی محدود کرده‌است. عربستان با تورم ۵/۱ درصدی کم ترین میزان تورم در خاورمیانه را داراست. عربستان در تولید نفت خام، پالایش نفت ، پتروشیمی ، سیمان ، فولاد ، کودشیمیایی و پلاستیک صنعت موفقی داشته است.

وضع زنان:

بحران هویت زنان سعودی:

پس از چندین دهه بررسی و به دنبال به وجود آمدن مشکلات مربوط به هویت، وزارت کشور عربستان در آوریل ۲۰۰۵ با حق زنان سعودی برای داشتن کارت شناسایی در صورت درخواست خود آنها موافقت کرد.

بسیاری از زنان تصمیم گرفتند از داشتن کارت شناسایی صرف نظر کنند نه به این دلیل که آنها نمی خواستند کارت شناسایی داشته باشند ، بلکه این محرومیت به این دلیل بود که پدر ، همسر یا برادر آن‌ها به دلیل چاپ عکس زنان بر روی کارت شناسایی ، با اعطای کارت شناسایی به زنان مخالفت می کردند . این مخالفت با تکیه بر این اصل اسلامی که مردان سرپرست زنان هستند و در نتیجه آنها به داشتن هویت رسمی نیاز ندارند ، توجیه می شد.

رانندگی برای زنان سعودی: رانندگی زنان در عربستان سعودی ممنوع است و با وجود برخی تلاشهای انجام شده برای لغو این ممنوعیت ، به دلیل مخالفت مقامات روحانی این کشور ، این تلاشها به نتیجه نرسیده است.

از سوی دیگر ، سازمان رانندگی عربستان اعلام کرد که علّت ممنوعیت رانندگی زنان این است که زنان اگر نقاب را رعایت کنند ، به سختی می‌توانند رانندگی کنند و این احتمال تصادفات را افزایش خواهد داد.

حق رای برای زنان سعودی: دولت‌ عربستان‌ اعلام‌ کرده‌ که‌ زنان‌ نمی‌توانند در نخستین‌ انتخابات‌ سراسری‌ این‌ کشور که انتخابات شورای شهر است رای‌دهند . علما این تصمیم دولت را تایید و رای دادن زنان را موجب فساد و خلاف عفت دانستند . عمر هیاج الزین به عنوان رییس دولت اعلام کرد که زنان فاقد صلاحیت لازم برای قضاوت دربارهٔ کاندیداهای انتخاباتی هستند. هر چند برخی دیگر اعلام این ممنوعیت را مشکل هویت زنان می‌دانستند و این که اکثر زنان کارت شناسایی ندارند.

فعالیت اقتصادی برای زنان سعودی: در قوانین سعودی، اشتغال زنان به هر کاری جز تدریس و پرستاری ممنوع گشته‌است.

تدریس برای زنان محدود به کلاس‌های دختران می‌شود و آن‌ها حق تدریس برای پسران را ندارند . با این حال باز هم شرکت زنان در مشاغل بسیار محدود است و برای این کارها نیز اجازهٔ رسمی شوهر یا ولی شرط محسوب می‌شود.

جدا سازی زنان و مردان: ورود زنان بدون همراهمی محرم به بسیاری از اماکن عمومی سعودی از جمله بانک‌ها ، رستوران‌ها ، فروشگاه‌ها ممنوع است. شرکت زنان در مجامع عمومی حتی در مسجد بسیار محدود است.

آموزش عالي:  سياست آموزشي، دانشگاههاي عربستان سعودي دو نوع تحصيلات را به اجرا مي گذارند: تحصيلات سنتي و تحصيلات الگو گرفته از غرب. مقاطع آموزشي عربستان هم تقريبا مانند ايران است چرا كه مقطع كارشناسي 4 سال طول مي كشد،‌ مقطع ماجيستر يا همان كارشناسي ارشد هم حدود 2 سال و در بعضي از رشته ها مثل قانون اسلامي، زبان عربي و علوم اجتماعي 3 سال طول مي كشد كه در پايان بايد همراه با پايان نامه باشد اما مقطع دكتري در قالب برنامه هاي آموشي 3 ساله ارائه مي گردد.

دانشگاهها: دانشگاههاي عربستان سعودي دو نوع تحصيلات را به اجرا مي گذارند: تحصيلات سنتي اسلامي و تحصيلات الگو گرفته از غرب. اين دانشگاهها عبارتند از:

1. دانشگاه ملك سعود: اين دانشگاه كه در سال 1975م/1377ه ق به عنوان دانشگاه رياض تاسيس گرديد، يكي از بزرگترين دانشگاههاي عربستان سعودي مي باشد. زبان آموزشي اين مركز فرهنگي، عربي و در رشته هاي پزشكي و مهندسي، انگليسي مي باشد.

2. دانشگاه اسلامي مدينه: اين دانشگاه در سال 1961م/1380ه ق در شهر مدينه منوره افتتاح شد كه دانشجويان اين دانشگاه به تحصيل علوم ديني اشتغال دارند و همچنين در اين دانشگاه مذاهب اربعه تسنن تعليم داده مي شود.

3. دانشگاه ملك عبدالعزيز جده: در سال 1964م/1384ه ق، دانشگاهي با عنوان ملك عبدالعزيز توسط ملك فيصل افتتاح گرديد اما در سال 1967 م بود كه اولين دانشكده اين مركز به نام دانشكده اقتصادي و علوم اداري شروع به كار كرد.

4. دانشگاه ملك فيصل: اين دانشگاه در سال 1975م/1395ه ق در دمام تاسيس شد. شعبه اي از آن نيز در شهر احساء داير مي باشد.

5. دانشگاه امام محمد بن سعود: اين دانشگاه در سال 1953م/1373ه ق در رياض تاسيس گرديد وزبان آموزشي آن عربي است.

6. دانشگاه ام القري: اين دانشگاه در سال 1975م/1395ه ق در مكه مكرمه تاسيس گرديد و داراي هفت دانشكده مي باشد.

7. دانشكده تربيت: مركز اين دانشكده در مكه است كه هدف اين دانشكده در حقيقت تامين معلمان مدرسه هاي كشور مي باشد.

8. دانشكده شريعت و تحقيقات اسلامي مكه: كه در سال 1949م/1369ه ق تاسيس شد و هدف از تاسيس آن تربيت قاضي لازم براي قضاوت و همچنين تدريس در مدرسه ها بود.

9. دانشكده صنعت نفت و معادن: هدف از افتتاح اين دانشكده كه در سال 1963م/1383ه ق در ظهران افتتاح شد، تربيت كارشناسان و متخصصين در امور مربوط به نفت و ساير معادن بود.

- همچنين حكومت سعودي سه دانشگاه از اين دانشگاهها را به تدريس بر مبناي برنامه هاي سلفي وهابيت اختصاص داده كه عبارتند از: دانشگاه محمد بن سعود در رياض، دانشگاه ام القري در مكه مكرمه و دانشگاه اسلامي در مدينه منوره[6].

انجمنهاي آموزشي – تحقيقاتي: 1- مركز تحقيقات ومطالعات اسلامي ملك عبدالعزيز اين مركز در سال 1972م درشهر رياض به ياد پادشاه قبلي تأسيس گشت و داراي اسناد و منابع مهم فرهنگي, ادبياتي جغرافيايي و تاريخي مي باشد.

2- انجمن زيست شناسي سعودي, تأسيس آن در سال 1975 م بوده, تعداد اعضاي آن 350

نفر مي باشد اين انجمن وابسته به دانشگاه ملك سعود مي باشد و در شهر رياض واقع شده است.

3- دبيرخانة عرب براي آموزش در كشورهاي خليج فارس در سال 1975 م با هدف همپايه

نمودن سطح كشورهاي عرب حوزه خليج فارس (امارات عربي متحده, بحرين, كويت, عربستان

سعودي, عمان و قطر) تأسيس شد.

4- مركز علمي و فن آوري ملك عبدالعزيز؛ اين مركز تحقيقاتي به سال 1977 م در شهر

رياض تأسيس يافت. هدف از تأسيس آن تنظيم خط مشي سياسي ملي براي توسعه فن آوري؛ علوم ,

راهبرد و همچنين ارائه طرح و نقشه براي چگونگي انجام آن هدفها بوده است.

5- سازمان اسلامي علمي, فني و توسعه؛ در سال 1980 م تأسيس شد و وابسته به سازمان

كنفرانس اسلامي مي باشد. خط مشي آن همپايه و هم سطح نمودن علمي و فن آوري كشورهاي

عضو اين كنفرانس است.

6- مركز تحقيقات آموزش و پرورش اسلامي؛ توسط سازمان كنفرانس اسلامي در مكه به

سال 1980 م تأسيس شد. اهداف اين مركز

ترويج ارزشهاي والاي اسلام با آموزش و تحقيقات مي باشد. رياست آن به عهده دكتر

عبدالرحمن الشقيري است.

7- مركز تحقيقات و مطالعات اسلامي ملك فيصل؛ در شهر رياض به سال 1983 م تأسيس

گرديد و تحقيقاتي در حوزه هاي مختلف تمدن اسلامي انجام مي دهد. هيأت انگليسي اين مركز در سه شهر رياض, جده و دمام شعبه دارد.

8- مركز تحقيقات فرهنگي كشورهاي خليج فارس زير نظر دبيرخانه اتحاديه عرب اداره مي شود.

9- شعبه منطقه اي آرشيو عربي شوراي بين المللي (آربيكا)؛ مركز آن در شهر رياض

مي باشد و تعهد همكاري با يونسكو و ديگر سازمانهاي بين المللي را داده است. اعضاي

اين مركز شامل 20 كشور عربي هستند.

خاستگاه تشيع در عربستان:

نظريه ي اكثر قريب به اتفاق شيعيان بر آن است كه تشيع همزاد اسلام است و ما اگر اين نظريه را بپذيريم، بايد ورود تشيع به عربستان را همزمان با ورود پيامبر به عربستان بدانيم اما اگر بخواهيم خاستگاه ورود تشيع به معناي دسته و گروهي مشخص و به طور كلي فرقه اي مشخص با عقايد مشخص به عربستان را بيابيم، ناچارا بايد به خاستگاه تشيع در بحرين رجوع كرد. بحرين امروزه يكي از مراكز مهم تشيع در دنيا به شمار مي آيد و بعد از ايران و عراق، مي توان بحرين را به لحاظ سابقه تاريخي سومين مركز تشيع معرفي كرد. ساكنان بحرين در سال هفتم يا هشتم هجري بدون هيچ گونه درگيري اي به اسلام گرويدند اما در مورد خاستگاه تشيع در بحرين بايد گفت كه درواقع ابان بن سعيد كه از طرف رسول خدا(ص) حكمران بحرين بود، بذر تشيع را در بحرين پاشيد، چرا كه اسلامي را كه او به مردم بحرين معرفي و عرضه كرد،‌ ثمره ولايت از آن چيده شد اما مذهب تشيع به صورت رسمي‌، چنانكه از اكثر منابع شيعي بر مي آيد، در زمن خلافت علي(ع) و از طريق واليان آن حضرت در بحرين نظير عمر بن ابي سلمه راه يافت و مبدا تشيع در بحرين، قبايل اصيل عرب بودند كه بعدها اين قبايل به تدريج گسترش پيدا كردند و به تدريج شهرنشين شدند و مذهب تشيع را به مناطق مجاور انتقال داده كه شيعيان امروز منطقه شرقي عربستان، وارث آنان به شمار مي آيند. بنابراين خاستگاه تشيع در عربستان به زمان امام علي(ع) بر مي گردد[7].

شیعیان عربستان:

شیعیان عربستان در استان شرقی دوازده امامی هستند و آنها در حیاتی ترین منطقه استراتژیک این سرزمین پادشاهی سکونت دارند. منطقه ای که شیعیان در عربستان سعودی در آن زندگی می کنند به چند لحاظ اهمیت دارد: اول اینکه این منطقه از جمله مناطقی است که بیشترین و بزرگترین حوزه های نفتی کشور و جهان را در خود جای داده است و این خود یک امتیاز برای شیعیان عربستان نسبت به دیگر مردم عربستان می باشد و دوم اینکه شیعیان این استان از لحاظ امنیت بین المللی و تجارت جهانی نقش بسزایی بر ثبات اقتصادی کشور دارند و سوم اینکه شیعیان عربستان در منطقه ای قرار دارند که این منطقه در نزدیکی سه کشوری که اکثر آنها شیعه هستند یعنی ایران و عراق و بحرین قرار دارد و با آنها رابطه دارند. [8]

آمار شیعیان عربستان که در استان شرقی متمرکز شده اند را حدود 5 درصد از کل جمعیت عربستان یعنی 970452 نفر دانسته اند که البته این آمار از گروههای ضد شیعی عربستان نقل شده است.

وهابیت:

احیای جنبش احیاگری وهابی در عربستان به مثابه ی یک مذهب، بر روی جوامع شیعه عربستان تاثیر گذاشت و این تاثیر را فواد ابراهیم این گونه بیان می کند: « تلاش برای دستیابی به نوعی استیلا و تفوق با تکیه بر کاربرد افراط گونه مذهب به مثابه یک دستاویز»[9]

به خاطر عقاید وهابیون، حکومت آل سعود که جنبش وهابیت در صدر آن قرار دارد، این گونه تصور می شود که این حکومت بر اساس تکفیر جوامع همسایه با هدف مشروعیت بخشیدن به تجاوز و تعرض به سرزمینشان، اشغال مناطق آنان و مصادره اموالشان بیان نهاده شده است.

از زمانی که وهابیون به منطقه ای به نام نجد در عربستان هجرت کردند و در آن جا سکنی گزیدند، این منطقه به سرزمین هجرت و ساکنان آن به مهاجرون معروف شدند و بسیاری از پیروان شیخ محمد بن عبدالوهاب-بنیان گذار وهابیت- به دو منطقه دارالاسلام و دارالحرب تقسیم کردند که هر کس با محمد بن عبدالوهاب می بود در دارالاسلام قرار داشته و بقیه در دارالحرب. بدین ترتیب خاندان سلطنتی آل سعود در حال حاضر به پایگاه و حامی وهابیت تبدیل شده و مشروعیت خود را هم بر این اساس بنا نهاده اند تا جایی که می توان گفت بدون ظهور وهابیت، خاندان سلطنتی سعودی مشروعیت حکمرانی بر عربستان سعودی کنونی را نمی یافت.

تاثیر وهابیت بر شیعیان عربستان:

شیعیان استان شرقی دائما در معرض رفتارها و عملکردهای تبعیض آمیز از سوی حکومت سعودی بوده اند و با شیعیان به عنوان شهروندان درجه دوم نسبت به دیگر مسلمانان عربستان رفتار می شود. نگاه وهابیون نه تنها به شیعیان بلکه به اکثر مسلمانان به گونه ای است که عبادت آنها را نوعی شرک تلقی می کنند. وهابیون گاها به مناطق شیعه نشین حمله می کردند و مکانهای عبادت آنها نظیر حسینیه و حرم ها را خراب می کردند و به اعتقاد خودشان این مناطق را از مظاهر شرک و بت پرستی تهی می کردند مانند حمله به حساء در سال 1791 که به هدف پاکسازی این مناطق از بت ها،تمثال ها و تصاویر پذیرفته بود[10]

وضعیت شیعیان در سه مرحله حکومت سعودی:

مرحله اول(1790-1824): در این دوران شیعیان در تگنا بودند و حکومت وهابی سعودی چندین مرتبه نه تنها به مناطق شیعه نشین عربستان بلکه به مناطقی چون کربلا هم یورش برده و اموال شیعیان را غارت کرده و شیعیان را وادار می کردند تا از اعتقادات وهابی پیروی می کنند.

مرحله دوم(1824-1891): این دوره آرامش و وقفه های نسبی ای را در پی داشت و حاکم سعودی، فیصل بن ترکی درصدد جلب وفاداری مردم حساء و قطیف در آمد و سعی داشت که آرامش و صلح را در میان شیعیان برقرار سازد و اما از آن طرف اجبارهای یکی از علمای وهابی به نام شیخ عبد الرحمن بن حسن الشیخ به ترکی مبنی بر تحمیل اعتقادات وهابی بر شیعیان، کار را سخت می کرد.

مرحله سوم(1902-.......): باز حکومت سعودی در پی باز پس گیری مناطق حساء و قطیف درآمد و هر چند که مردم این مناطق خودشان تسلیم شوند اما باز هم مورد سرکوب و یورش قرار می گرفتند. عبدالعزیز السعود، معروف به ابن سعود، حاکم سومین مرحله، علمای شیعه حساء را گرد هم آورده بود و آنها را وادار کرده بود که او را به عنوان امیر خود بشناسند و از اصول وهابیت پیروی کنند و شرایط بسیار نسبی ای هم که شیعیان داشتند، تقریبا از آنها سلب شد.

تشيع در عربستان :

اساسا نقطه آغاز تشيع در جهان اسلام حجاز و به‌طور مشخص مدينه منوره بوده است که گروهي از صحابه پيامبر(ص) همچون ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و ... - به پيروي از نص و اشاره پيامبر اعظم(ص- ) هسته اوليه تشيع را در مدينه تشکيل دادند. بعدا در همان قرن اول تشيع به عراق و ايران نيز راه يافت ولي همواره در مدينه نيز گروهي از شيعيان حضور داشتند. امروزه نيز گروهي از شيعيان که به “نخاوله” شهرت دارند، در اين شهر مقدس سکونت دارند.

شيعيان حدود %10 از مردم عربستان را تشکيل مي دهند يعني جمعيت آنها حدود 2700000نفر است. آنان غالبا در مناطق شرقي (احساء ، قطيف) سکونت دارند. اين مناطق در سال 1913م به دولت جديد عربستان ملحق شده است. هنگامي که ملک عبدالعزيز منطقه شرقي را به قلمرو خود ضميمه کرد شيعيان با او توافق کردند که بتوانند شعاير مذهبي خود را آزادانه به جا آورند. برخي از شيعيان نيز در حجاز و بويژه مدينه منوره سکونت دارند. شيعيان اسماعيلي و زيدي نيز در “نجران” و جنوب سکونت دارند. تنها در رياض 30 هزار شيعه هستند که براي کار و تجارت به آنجا آمده اند.
فعاليتهاي شيعيان عربستان :

در سال 1968م گروهي از شخصيتهاي شيعه جنبش “طلائع الرساليين” را تاسيس کردند که از دل آن در سال 1975م سازمان “الثوره الاسلاميه” بيرون آمد. همچنين شيعيان عربستان در سال 1400ق دست به مخالفتها و نا آرامي عليه دولت سعودي زدند که سرکوب و بسياري از آنها دستگير ، شکنجه و شهيد شدند.
سازمان “الثوره الاسلاميه”(انقلاب اسلامي) پس از جنگ خليج فارس(اوايل دهه نود) از شکل انقلابي خود فاصله گرفت و نام خود را به “الحرکه الاصلاحيه” (جنبش اصلاح طلب) تغيير داد و اعلام کرد که خود را يک جنبش وطن پرست مي‌داند و در پي مطالبات همه مردم عربستان، بويژه شيعيان از دولت سعودي است. رهبري اين جريان را گروهي از شيعيان سعودي ساکن انگلستان و آمريکا بر عهده داشتند. “شيخ حسن صفار” که مقيم دمشق بود رهبري سياسي آنها را بر عهده داشت و مرحوم آيت الله سيد محمد شيرازي (مقيم ايران) مرجع تقليدشان بود.

اين جنبش فعاليت رسانه اي بارزي را در خارج از کشور سامان داد و کتابها و نشرياتي منتشر نمود و يک کميته بين المللي حقوق بشر را تاسيس و با سازمان عفو بين الملل ارتباط برقرار کرد. سرانجام در اثر فعاليتهاي اين جنبش و پس از جنگ خليج فارس، دولت عربستان مجبور شد به بهبود روابط با آنان اقدام کند بنابراين در سال 1413ق/1993م مذاکراتي براي بهبود روابط آغاز شد. در نتيجه اين مذاکرات 40 تن از زندانيان سياسي شيعه آزاد شدند و اجازه ورود اعضاي جنبش به داخل کشور را صادر شد و دولت بررسي مطالبات شيعيان را آغاز نمود.

اکنون که بيش از 15 سال از آن تاريخ مي گذرد هنوز اکثر مطالبات شيعيان يا محقق نشده يا در حد نازلي تحقق يافته است. از اين رو اخيرا برخي از شخصيتهاي شيعه همچون “حمزه الحسن” مجددا از طريق رسانه ها اعتراضات خود نسبت به دولت سعودي را تشديد کرده اند. دولت سعودي گرچه مذهب تشيع را عملا پذيرفته اما قانوني در اين باره وضع نکرده و شيعيان در قبال فشارها و حملات رسانه اي، دستاويز قانوني محکمي براي دفاع از خود ندارند. شيعيان در ساخت مساجد آزادند اما بازسازي مراقد امامان بقيع(ع) و ساخت حسينيه همچنان ممنوع است. در امور ديني مثل نماز جماعت و جمعه و جلسات قرآن آزادي وجود دارد. هر چند اگر احساس شود که اين فعاليت ها در حال گسترش است، جلوگيري مي کنند. در مناطقي که شيعيان در اقليت هستند، محدوديت‌ها بيشتر است. اهانتهاي نويسندگان سلفي به شيعيان در روزنامه ها و شبکه هاي تلوزيوني و سايتهاي اينترنتي عربستان همواره بوده و ممانعت نشده است.

در سالهاي اخير از سوي علماي شيعه تلاشهايي صورت گرفته که با علماي ميانه رو وهابيت ارتباط برقرار شود تا حساسيت آنها به تشيع کاهش يابد اما بسياري از علماي معتدل وهابي از ترس تندروها جرات نزديکي به شيعيان را ندارند. مثلا هنگامي که از “سليمان العوده”(وهابي تجديدنظرطلب) دعوت شد تا از مناطق شيعه بازديد نمايد وي گفت” از تندروها مي ترسم.” با اينهمه اخيرا قلمهاي وهابي جديدي در روزنامه ها خواهان اعتدال در برخورد با شيعيان مي شوند.

نحوه برخورد دولت عربستان با شيعه مربوط به شخص ملک فهد يا ملک عبدالله نيست. در ديدگاه دولت سعودي اوضاع داخلي ، منطقه اي و جهاني بسيار مهم است. در واقع دولت عربستان رابطه خود با شهروندان را با توجه به رويدادهاي منطقه تنظيم مي کند. نکته ديگر اين‌است که بهبود روابط ايران و عربستان به نفع شيعيان در عربستان و کل منطقه است و اثر مستقيم بر اوضاع شيعيان دارد.

مهمترين شخصيتهاي شيعه در عربستان سعودي:

علماي ديني شيعه در عربستان سعودي از زمان تاسيس سلسله پادشاهي سعودي در اين كشور نقش مهمي در انسجام داخلي درون گروهي و روابط با دولت وهابي داشته اند. آنها براي كسب اهداف مذهبي و طائفه اي خود هم به مبارزه برخاستند و هم از طريق گفتگو با مسئولان دولتي اهداف خود را مطالبه ميكردند.

آنان با اينكه از لحاظ سياسي با حاكمان سعودي اختلاف نظر داشتند اما با آنها مماشات كرده و به توافق هائي نيز رسيده اند. آنها با رد هرگونه ائتلاف سياسي و نظامي با گروههاي رقيب منطقه اي مانند تركهاي عثماني و انگليسي ها از ايجاد ائتلاف سياسي با آنها برعليه نظام سعودي استنكاف و دوري مي كردند.

در طول اين سالها دو موضوع اصلي كانون مطالبات اين طائفه اقليت را در سعودي تشكيل مي داد. اول تضمين آزادي براي انجام فرائض ديني و دوم برابري اقتصادي و سياسي با ديگر شهروندان عربستان سعودي.

ذيلا به معرفي مهمترين شخصيتهاي ديني شيعه در عربستان سعودي (براساس سال تولد)مي پردازيم. آنها نقش بارزي در ايجاد موازنه سياسي و اجتماعي در جامعه شيعي داشتند:

- الشيخ محمد بن ناصر النمر (1856- 1927م).

- الشيخ حسن علي البدر (1857- 1913م).

- الشيخ علي بن حسن علي الخنيزي (1868- 1943م).

- الشيخ موسى بن عبد الله أبو خمسين (1874- 1932م).

- الشيخ عبد الحميد بن الشيخ علي الخطي (1910- 2001م).

- الشيخ باقر موسى عبد الله أبو خمسين (1915- 1992م).

- الشيخ محمد بن سلمان الهاجري ( 1923- 2004).

- السيد حسن باقر العوامي (ولادت 1924م).

- الشيخ عبد الهادي بن الشيخ ميرزا الفضلي (ولادت 1935م).

- السيد علي السيد ناصر السلمان (ولادت 1944م).

- الشيخ حسن موسى الصفار (ولادت 1956م).

1- الشيخ محمد بن ناصر النمر (1856- 1927م):وي در شهر عواميه در قطيف عربستان متولد شد. با صرف 18 سال سكونت در نجف اشرف، علوم ديني را در اين شهر فراگرفت و عليرغم ضعف شديد در بينائي توانست با تلاش بسيار به مرتبه اجتهاد دست يابد.

شيخ نمر در سال 1927 به دار فاني رفت و در شهرش عواميه مدفون شد.

2- الشيخ حسن علي البدر (1857- 1913م):شيخ حسن البدر يكي از بزرگترين مجتهدين قطيف و از مخالفان بيعت با ملك عبدالعزيز ال سعود بود زيرا از نيرنگ بدوها(گروهي متشكل از اعراب بدوي و وهابيان متعصب در ميان سربازان ملك عبدالعزيز بودند كه كشتن مخالفين ايدئولوژيكي خود را حلال مي دانستند

3- الشيخ علي بن حسن علي الخنيزي (1868- 1943م):وي متعلق به يكي از خاندان قديمي قطيف مي باشد.

وي در سال 1943 در بحرين فوت كرد و پيكرش به قطيف منتقل و در آنجا دفن شد.

4- الشيخ موسى بن عبد الله أبو خمسين (1874- 1932م):وي يكي از بزرگترين مجتهدان شيعي در منطقه احساء بشمار مي رود. اين عالم ديني در شهر هفوف متولد شد و در 12 سالگي براي فراگيري دروس ديني به نجف اشرف مهاجرت كرد. وي از دست بزرگترين علماي حوزه علميه درجه اجتهاد كسب كرد و شايسته مرجعيت نيز شناخته شد.

5- الشيخ عبد الحميد بن الشيخ علي الخطي (1910- 2001م):وي در 1910 در شهر قطيف متولد شدوي پس از اتمام سطوح در دروس خارج فقه بزرگترين علماي حوزه حاضر شد و در مجموعه‌اي از علوم مانند فقه، قضاوت، منطق و اصول فقه سرآمد شد.

6- الشيخ باقر موسى عبد الله أبو خمسين (1915- 1992م):ايشان در شهر هفوف متولد شد و در سايه پدر كه از علماي بزرگ احسا بود پرورش يافت. بعد از اتمام تحصیلات دركنار تدريس امور ديني، برخي از فعاليتهاي ديني و اجتماعي مانند ايجاد موسسات مذهبي، گرداوري ميراث علمي و ادبي در احسا و ايجاد تسهيلات براي اعطاء اراضي از سوي دولت را نيز انجام داد. سرانجام وي در قبرستان بقيع در مدينه مدفون شد برخي از كتب شعر و تاريخ و اخلاق كه بارزترين آن تاثير تشيع در ادبيات عرب است از نتايج تحقيقات علمي وي بشمار مي رود.

7- الشيخ محمد بن سلمان الهاجري (ولادت 1923- 2004):شيخ محمد در 1923 در هفوف متولد شد و بعد از فراگيري دروس اوليه قرآن و نوشتن و خواندن به فراگيري ادبيات عرب، فقه و اصول دين پرداخت در سال 1945 به عراق مهاجرت كرد و بعد از ده سال اقامت در نجف، از دست مرااجع آن زمان اجازه اجتهاد دريافت نمود.

8- السيد حسن باقر العوامي (ولادت 1924م):سيد حسن در سال 1924 در قطيف متولد شد و در زمان تحصیلات به تحصيل دانش فقه، اصول دين، منطق و بلاغت پرداخت. مقالات ادبي و تاريخي وي در دو مجله«واحه» و «كلمه» كه در قطيف منتشر مي شد به چاپ مي رسيد. تاليفاتي از جمله دنياي عرب و اسلام و الضائعون و همچنين برخي از مطالب اجتماعي از وي به چاپ رسيده است.

9- الشيخ عبد الهادي بن الشيخ ميرزا الفضلي (ولادت 1935م):شيخ عبدالهادي در روستاي صبخه در شهر بصره متولد شد. وی پس از گذراندن دروس حوزه در نجف اشرف لیسانس و فوق لیسانس زبان عربی را فرا گرفت و پس از بازگشت به كشور از سوي دانشگاه ملك عبدالعزيز در جده براي دريافت دكتراي ادبيات عربي وارد دانشكده ادبيات دانشگاه قاهره شد. نامبرده در برخي از فعاليتهاي ادبي و فرهنگي مشاركت نموده و عضو انجمن ادبي و عضو هيات موسس دانشگاه اسلامي در ايالات متحده مي باشد.

10- السيد علي السيد ناصر السلمان (ولادت 1944م):سيد علي در سال 1944 در نجف اشرف متولد شد. وی پس از تحصیل علوم حوزوی در نجف اشرف توانست گواهی نامه لیسانس از دانشکده فقه در رشته فلسفه را دریافت کند. وي رسالاتي از جمله خانواده سلمان، روح انسان و ماديت و نظريه معرفت(پايان‌نامه دوره ليسانس فلسفه)نوشته است.

11- الشيخ حسن موسى الصفار (ولادت 1956م):شيخ صفار از مهمترين شخصيتهاي رهبري اصلاحي شيعه در عربستان به شمار مي‌رودکه در قطيف بدنيا آمد.

بعد از فراگیری مقدمات برای تکمیل تحصیلات سفرهایی به کویت، نجف اشرف و ایران داشته است. اين انديشمند ديني با طرح مباحثي در خصوص فكر ديني معاصر و نوآوريهاي ديني و همچنين تلاش براي تربيت طلاب جايگاه باازشي در توسعه بيداري ديني دارد. وي پيشنهادهاي مهمي براي نزديكي به رهبري جناح سلفي و افتتاح گفتگو و ديالوگ با آنها و مسئولين دولتي را ارائه داده است. از وي تاليفات و تحقيقات فرهنگي در زمنيه هاي مختلف وجود دارد . وي در اين تاليفات آراء جديد و روشنفكرانه‌اي در خصوص مسائلي همچون نوآوري، تجدد اسلامي، صلح اجتماعي، همزيستي مسالمت آميز و گفتگو با ديگران ارائه كرده است.

برخي از كتابها و مباحث وي به برخي از زبانهاي خارجي نيز ترجمه شده است از جمله آنها مي توان به وطن و شهروندي، كثرت گرائي و ازادي در اسلام، دستاوردهاي وحدت و واقعيت تجزيه در دنياي اسلام، تنوع و همزيستي مدخلي براي شركت در ايجاد تمدن و .. اشاره كرد.[11]

وضعیت شیعیان معاصر عربستان:

موقعیت جغرافیایی و جمعیتی شیعیان اثنا عشری در کشور عربستان سعودی:

نحوه پراکنده گی جغرافیایی شیعیان در عربستان سعودی به این گونه است که در حال حاضر، شیعیان عربستان بیشتر در استان شرقی ظهران و در شهرهای قطیف و احساء سکونت دارند و البته علاوه بر این مناطق، در مناطق شمالی و جنوبی این کشور نیز اقلیت شیعه موجود است.

منطقه شرقیه عربستان که اکثریت شیعیان در آنجا زندگی می کنند، از نظر وسعت حدود 759268 کیلومتر مربع می باشد که در بین چهارده منطقه ای که عربستان را تشکیل می دهند، از همه وسیع تر است و از لحاظ جمعیت، بعد از مکه و ریاض، قرار دارد. منطقه شرقیه از ثروت های طبیعی مانند نفت و محصولات متعدد کشاورزی برخوردار است، لیکن یکی از محروم ترین نواحی این کشور محسوب می شود.

علاوه بر این مناطق، شیعیان در مناطق دیگر عربستان حضور دارند، اما جمعیّت شان در اقلیت می باشد. از طرف دیگر، موقعیت جمعیتی شیعیان به تبع موقعیت جغرافیایی قابل ارزیابی است به این معنا که گفته می شود عربستان سعودی بین 12 تا 14 میلیون نفر جمعیت دارد که با احتساب 7 میلیون نفر اتباع کشورهای دیگر شاغل در عربستان، این کشور تقریباً بین 20 تا 22 میلیون نفر جمعیّت دارد که جمعیت شیعیان  در حال حاضر 2 میلیون و 700 هزار نفر می باشد.

وضعیت اقتصادی شیعیان:

شیعیان استان شرقی عربستان سعودی همیشه در وضعیت اقتصادی پایین تری نسبت به دیگر گروههای جامعه ی عربستان بوده اند. مثلا اختصاص برق به جامعه عربستان مناطق شیعه نشین ولتاژ برق آنها 110 ولت و ولتاژ برق مناطق سنی نشین 220 ولت می باشد و این تنها یک نمونه از سیاست های تبعیض گرایانه سعودی علیه شیعیان می باشد.

بر خلاف باورها که اکثرا بر این باورند که استان شرقی از ثرونمندترین استان های جهان می باشد اما در گزارشی که توسط کمیته بین المللی حقوق بشر وکلای مینه سوتا در سال 1996 منتشر شده، عکس این سخن را بیان می کند:« استان شرقی یکی از فقیرترین مناطق عربستان سعودی است. دولت، هزینه های کمتری را برای اجرای پروژه های عمرانی، جاده ها، بهداشت و آموزش در استان شرقی در مقایسه با مناطق دیگر صرف کرده است. زاغه نشینی در این مناطق تا اوائل دهه ی 1980 همچنان متداول بوده و شهرها و مناطق شیعه نشین همچنان فاقد امکانات و تسهیلات مدرن بهداشتی و درمانی هستند که در شهرهایی چون ریاض و جده قابل دسترسی است. این وضعیت تا سال 1987 که دولت سعودی بیمارستان قطیف- نخستین بیمارستان مدرن در استان شرقی- را بنا نهاد، ادامه داشته است[12].

مشکلات اقتصادی شیعیان استان شرقی از سال 1913 فزونی یافت و در سال 1973 با گران شدن بهای نفت، شیعیان در وضعیت اقتصادی بسیار مشقت باری فرو رفتند. با وجود اینکه استان شرقی از مناطق نفت خیز جهان می باشد و ساکنان این منطقه شیعیان هستند اما از شیعیان کمتر به عنوان نیروی کار متخصص در صنعت نفت استفاده می شود.

وضعیت مذهبی شیعیان:

عربستان سعودی در بحث مذهبی هم، تبعیض های مذهبی بسیار شدیدی را به کار می برند و در واقع این تبعیض های مذهبی بیشتر به طرف شیعیان روانه است به طوریکه جامعه عربستان سعودی، شیعیان را از جایگاه هم سطح و هم تراز با سایر مسلمانان محروم کرده است.

شیعیان قطیف مراسم سوگواری روز عاشورا را برگزار می کنند و وعّاظ شیعی می توانند لباس روحانیون شیعه را بپوشند، مؤذن می تواند سومین شهادت اذان یعنی اشهد ان علی ولی الله را بر زبان بیاورد ولی شیعیان احساء نمی توانند این شهادت را بر زبان بیاورند و وعاظ این منطقه حق ندارند لباس روحانیون را بر تن کنند و عمامه بر سر بگذارند.

وضعیت شیعیان مدینه با شیعیان مناطق مذکور کاملاً متفاوت است. مساجد و حسینیه های مدینه ویران و تخریب شده اند. شیعیان حق ندارند مذهب خود را آشکار کنند و یا آئین های مذهبی را در محافل عمومی و به صورت علنی برگزار کنند. آنان نمی توانند اذان بگویند و لباس روحانیون را بر تن کنند. همچنین حق ساخت حسینیه و مسجد به طور کلی از آنان سلب شده و فقط می توانند نماز جماعت را در سالن برگزار کنند.

شیعیان حق ندارند با دیگر مسلمانان ازدواج کنند، زیرا از نظر حکومت، بر اساس قرآن، مسلمین می توانند با زنان غیر مسلمان که اهل کتابند ازداوج کنند، ولی نمی توانند با غیر مسلمانان به ویژه شیعیان ازدواج نمایند.

شیعیان به طور رسمی شغل قصابی را در عربستان نمی توانند برگزینند چرا که مطابق فتوای وهابیون این شغل مخصوص مسلمانان است در حالی که شیعیان مشرکند و همچنین معتقدند که خوردن گوشتی که توسط یک رافضی(شیعه) ذبح شده، حرام است. نمونه ای دیگر درمورد اینکه شیعیان حق ازدواج با مسلمانان را ندارند و تمامی این احکام را آنها از قرآن برداشت کرده اند.

همچنین حقوق مذهبی شیعیان هم همواره محکوم گشته است مثلا شیعیان حق اجرای اعمال و آداب مذهبی خود، ساخت مسجد وحسینیه ها را ندارند. به نظر بنده این ها هیچ کدام جای تعجب و شگفتی نیتست چرا که این قوانین تقریبا در همه کشورها اجرا می شود به عبارتی مسئولان هر کشوری حق اجرای هر نوع قوانین داخلی کشور را دارند. یعنی گروه حاکم در یک کشور، سعی می کند که اولا از بعضی از فعالیتهای مذهبی آنها جلوگیری کرده و ثانیا سعی در این امر دارد که دیگر گروهها را هم به کیش خود در آورد و در صورت مخالفت آن گروهها انواع سختی ها را(البته نه به این شدت عربستان سعودی ) بر آنها تحمیل می کنند. در عربستان هم که فرقه وهابیت حاکم است، اعتقادات خاصی برای خود دارند و بر روی این اعتقادات خود ایمان راسخی دارند و یکی از این اعتقادات آنها این است که شیعیان را طبق استدلالهایی- که البته از نظر عقلی پذیرفتنی نیست- مشرک می دانند همانگونه که ما شیعیان، قوانین خاصی را درمورد آنها به اجرا در می آوریم. ما شیعیا معتقدیم که مثلا گوشت ذبح شده توسط یک غیر مسلمان را نمی توان خورد و وهابیون هم همین عقیده را دارند اما مصداق ها متفاوتند.

از نمونه های دیگر محرومیت های مذهبی اینکه ترویج فرهنگ مذهبی شیعه در عربستان سعودی ممنوع است[13].

وضعیت سیاسی شیعیان

اگر بخواهیم وضعیت شیعیان در پادشاهی سعودی را به لحاظ اجتماعی و سیاسی بررسی کنیم، تنها مسیر پیش روی ما این است که قبل از هر چیز دریابیم که رابطه و نوع نگاه حکومت آل سعود با شیعیان عربستان چگونه است.

حکومت آل سعود از ابتدای روند استقرار تاریخی اش در عربستان سعودی از قرن هیجدهم میلادی، پیوند استراتژیک و تاریخی با مذهب نو ظهور وهابّی برقرار نموده است. و در حقیقت، وهابیّت ایدئولوژی رسمی حکومت سعودی است که از قرن هیجدهم تا کنون پایه های مشروعیت مذهبی و سیاسی رژیم سعودی را فراهم نموده است.

از طرف دیگر، وهابیت، که خود را جزء مذهب تسنن می داند، دشمنی و مخالفت عمیق و جوهری با آموزه های شیعه و شیعیان دارد. این مخالفت که تا سرحدّ جنون و دشمنی بی چون و چرا اوج می گیرد، به نحوی است که از نظر وهابی ها، شیعیان کافر می باشند و مروِّج شرک معرفی می شوند. شیعیان از اصول توحید تجاوز کرده و مرتکب گناه بدعت شده اند، گناهی که مجازات آن مرگ است.

در استان شرقی عربستان که اکثریت جمعیت بومی آن را شیعیان تشکیل می دهند، شیعیان حق ندارند یک شهر، روستا و حتی اقامتگاهی را اداره کنند و یا تصدی مناصبی همچون ریاست شهرداری، کلانتری یا یک گروه را در دانشگاه های دولتی عهده دار شوند. در احساء، شیعیان حتی نمی توانند معاون مدرسه ابتدایی شوند.

وضعیت فرهنگی شیعیان:

حقوق شیعیان در بعد فرهنگی در سه حوزه آموزشی، دینی و حقوقی نقض می شود.

دانش آموزان شیعه در مدارس دولتی مجبورند اصول و مبانی عقیدتی وهابیون را فرابگیرند، این در حالی است که وهابیون با نهایت خشونت، تشیع را نفی می کنند. در یکی از متون درسی به نام تاریخ حکومت اسلامی که در مقطع راهنمایی به دانش آموزان تدریس می شود، تشیع به عنوان مذهبی الحادآمیز و گروندگان به آن، خائن به اسلام معرفی شده اند. در کتاب درسی دیگری به نام فرهنگ اسلامی که در دانشگاه دولتی شاه عبدالعزیز جده تدریس می شود، مذهب تشیع به عنوان پناهگاه و مأمن کسانی که درصددند اسلام را نابود کنند یا تلاش می کنند عقاید یهودیان، مسیحیان، زردتشتیان و هندوها را به اسلام ترزیق نمایند، معرفی شده است.

شایان ذکر است که آموزش های دینی به عنوان یکی از بخش های اصلی دوره های آموزشی مدارس دولتی محسوب می شوند و اصول و عقاید وهابیت در مدارس بومی و دانشگاه ها تدریس می شود. این در حالی است که تعلیم ادبیات و تاریخ شیعی حتی در مدارسی که اکثریت دانش آموزان آن شیعه اند ممنوع است. از این گذشته، شیعیان از حق داشتن مدارس دینی یا حوزه علمیه محرومند و نمی توانند برای تعلیم عقاید شیعی به کودکان خود، برنامه های آموزشی تدوین کنند.

در واقع، به دلیل همین وضعیت تحقیرآمیز و آزاردهنده آموزشی، وضعیت تحصیلات رسمی در میان شیعیان عربستان، چندان مساعد نیست. در حوزه حقوقی و قضایی، شیعیان بر خلاف اهل تسنن و وهابیون، از هر گونه پایگاه حقوقی و قانونی محروم اند. نحوه برخورد نظام حقوقی عربستان با شیعیان و وهابیون یکسان نیست وچون شیعیان به عنوان رافضی یا مرتد تلقی می شوند شهادتشان در دادگاه های سعودی بی اعتباراست. اگر بین شیعه وسنی نزاعی درگیرد، شهادت طرف شیعه، رد و شهادت طرف سنی معتبر تلقی می شود.

منابع:

محمدی آشتیانی، علی، شناخت عربستان، اول، تهران، مشعر، 1381ش؛ گودوی، ویلیام، عربستان سعودی، ترجمه فاطمه شاداب، اول، تهران، شمشاد، 1383ش؛ مؤسّسه آموزشي و پ‍‍ژوهشي امام خميني(ره)، جغرافياي جهان اسلام، مركز انتشارات، 1385ش؛ اسلامی، محسن، عربستان سعودی در یک نگاه، نشر فقاهت، چاپ دوم،1386ش؛ فؤاد ابراهیم، شیعیان عربستان، ترجمه سلیمه دارمی و فیروزه میر رضوی، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، چاپ اول، اسفند 1386ش؛ گروه تاریخ، تاریخ کشورهای اسلامی، شرکت نشر ایران، 1374ش.

 دکتر علی اکبر فیاض، تاریخ اسلام، دانشگاه تهران، چاپ نهم، بهار 1387ش؛ دانشگاه ادیان و مذاهب، خاستگاه تشیع در بحرین، رضا اسلامی، هفت آسمان، شماره 2؛ سایت مجمع جهانی شیعه شناسی؛ سایت باشگاه اندیشه؛ سایت کانون اندیشه جوان؛ سایتهای مختلف دیگر درمورد شیعیان عربستان؛ مصاحبه حضوری با اساتید متخصص همچون دکتر علی ایمانی.

پی افزودها:



[1]. تاریخ اسلام، ص 43

[2]. تاريخ كشورهاي اسلامي، ص 163

[3]. جغرافياي جهان اسلام(عربستان)، ص 190

[4]. عربستان سعودي در يك نگاه، ص 15

[5]. همان.

[6]. عربستان سعودي در يك نگاه، ص 35

[7]. خاستگاه تشيع در بحرين، ص 31

[8]. شيعيان عربستان، ص21-23

[9]. همان، ص25

[10]. همان، ص 31

[11]. سایت باشگاه اندیشه، به نقل از الجزیره نت

[12]. شيعيان عربستان ص45

[13]. همان ص56.

 

 

 

 

 

 

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به دانشگاه ادیان و مذاهب می باشد.
طراحی، توسعه و پشتیبانی: کویر سبز